خلاصه این خبر را در چی تو وب میخوانید . سروان مهدیار، یک حالت عجیبی داشت. در دادگاه، خیلی از ته دل واقعاً گریه می‌کرد و می‌گفت من نمی‌گویم مرا اعدامم نکنید، مرا اعدام بکنید ولی به‌عنوان کودتاچی اعدام نکنید… | سروان مهدیار، یک حالت عجیبی داشت. در دادگاه، خیلی از ته دل واقعاً گریه می‌کرد و می‌گفت من نمی‌گویم مرا اعدامم نکنید، مرا اعدام بکنید ولی به‌عنوان کودتاچی اعدام نکنید…